دستم بگیر

دستم بگیر!

دستم را تو بگیر،

التماس دستم را بپذیر،

درمانی باش، پیش از آنکه بمیرم!

آوازی باش، پرواز اگر نهی...

همدردی باش، همراز اگر نهی،

آغازی باش، تا پایان نپذیرم!

گلدانی باش،گلزار اگر نهی...

دلبندی باش،دلدار اگر نهی،

سبزینه باش،با فصل بد و پیرم!

از بوی تو چون پیراهن تو

آغشته شد جانم با تن تو،

آغوشی باش، تا بوی تو بگیرم!

لبخندی باش، در روز و شب من

در هم شکست، از گریه لب من

بارانی باش، بر این تشنه کویرم

آهنگی باش، در این خانه بپیچ

پژواکی باش، از بگذشته

 که هیچ

آهنگی نیست در نایی که اسیرم!

آوازی باش، پرواز اگر نهی...

از بوی تو چون پیراهن تو

آغشته شد جانم با تن تو

آغوشی باش تا بوی تو بگیرم

آغوشی باش

 تا

 بوی تو بگیرم!

" فرامرز اصلانی"

/ 8 نظر / 2 بازدید
نفس

[گل] شعرهای زیبایی داری

نفس

[گل] شعرهای زیبایی داری

نفس

[گل] ممنون عزیزم که به وبلاگم سر زدی[لبخند]

بهرام

نسيمم رهروي بي بازگشتم غبار آلودگي اين سرگذشتم سراپا ياد رنگ و بوي گلها دريغا گو غريب کوه و دشتم

محسن

از این پس دستم را خودم میگیرم التماس دستانم را خودم می پذیرم درمان نمی خواهم ، بگذار آرام بمیرم درد کسی را نمی خواهم اما همدرد هم نمی خواهم دیگر نه گلدانی ، نه دلبندی ،نه دلداری و نه آغوشی نمی خواهم