سبزی که همیشه ماند

سبزها را بشویید!

مداد سبز را از جعبه نقاش برگیرید!

دیگر در این شهر سبزی نباید بماند؛

به درختان بگویید بخشکند؛

جوانه‌ها را سر بزنید؛

چمن‌ها را لگد مال کنید؛

اصلا شاید بهتر باشد

بهار و تابستان را، از میان چهار فصل حذف کنید!

زیرا که این رنگ،

تلخی روزگاری را به یادم خواهد آورد،

که در آن،

بسیار گریستم...

/ 3 نظر / 3 بازدید
هادی

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد ولی باران نمیداند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

ako

Victory is near ...