لبخند زندگی

کاش صدایم را می‌شنیدی...

کاش لرزش سرد و بی کس دستانم را می‌دیدی...

کاش یک بار

و فقط یک بار، جای من بودی!

می‌دانم که دیگر محکومم نمی‌کردی

که در حجم بی منتهای خاطره

در افق خالی از دوست، رهایت کردم!

من در خود شکستم

و

تو

تنها صدای شکستنی شنیدی...

من خود را بارها در سکوت خالی قلبم،

به دار آویختم و

تو

تنها مجسمه‌ا ی آویخته را تحسین کردی!

کاش تپش روحم را

از طراوت نگاهم لمس می‌کردی

که آنوقت،

لبخند زندگی

با شکوه می‌نمود...

/ 2 نظر / 4 بازدید
سمانه

کاش اونی که باید اینجا رو می خوند،می خوند..

Hamid

ای کاش که جای آرمیده بودی