باد و خورشید

نگاه داغ خورشید درون باد پیچید و این مجنون شیدا به خود لولید و لولید سرش بر کوه کوبید به خود پیچید و پیچید گل خورشید اما همى خندید و خندید دل عاشق همى گشت بیابانها نوردید دوا و مرهم اما در این دنیا نیابید دل شیدا همی شد چون سنگ سخت خارا تمام ابرها را به روى یار پاشید دلک دیگر نمى خواست رخ خورشید خندان گهى عشق اندرونش همى جوشید و جوشید...

/ 0 نظر / 14 بازدید