مهتا

چشمانت را از من مگیر

که ماهی دلم جایی برای زنده‌ماندن ندارد...

دلم سنگین است...

فرهادی باید، که بدوشش کشد!

دلم بی قرار است...

طبیبی باید که درمانش کند!

نرگس مست، از عطر گل بوسه‌هایت،

شرمگین به گوشه‌ای نشسته

و

مریم ناباورانه صبر می‌کند.

نزدیکتر بیا، تا باد دگر خریدار عشوه آن دو نگردد!

بیا که دماوند از رشک استواریت، دل پاره کند

و

کارون از بیم خروش پر هیاهویت،

آرام، مرداب، شود!

نزدیک تر بیا که دلم سنگین است...

 

/ 6 نظر / 2 بازدید
davood

قشنگ بود به من سر بزن

...

سرنوشت جالبی نوشتی

حامد

شرنوشت ؟ هر کسی تو زندگیش روزهای سختی داشته .......... هر کسی فکر می کنه مال خودش از همه سخت تر بوده .......... کوزه خالی زودتر از لب بوم می افته پایین و می شکنه .........کوزه پر باشه بهتره چه پر از شراب چه پر از خاک اره ![گل]

حامد

عیدت مبارک .............. اعیاد مذهبی حال نمی دن ، بهونه اییه برای تبریک گفتن و دور هم بودن ............... هر نیک و بدی که در شمار است ............ چون در نگری صلاح کار است سررشته غیب ناپدید است ............... بس قفل که بنگری کلید است . [گل]