خاطره

و شب چراغ می گفت

که باد

خاطره را با خود برد

و تو را...

تو نبودی اما

نشانت چه پر رنگ آمد!

چه آرام بر دلم فرو رفت

چه بی صدا قلبم را درید!

تو نبودی

اما

خاطره ماند؛

با باد،

نرفت!

/ 6 نظر / 12 بازدید

.......

محمد

سلام و خدایی که در همین نزدیکیست! باور کن بعد از چند هفته دارم میام اما من چند روز ژیش از ته دل این رو به نفر گفتم تقریبا مصادف با نوشتن شما بود! خدایا این دنیا چه قانونهای عجیبی داره خودت فقط می دونی و بس!

محمد

سلام روناک جان بدون دوستهایی که هیچ وقت ندیدیشون و نمی دونی چقدر برای اونا اهمیت داری به یادت هستند حالا شاید اینجا دیر به دیر بیاند اما اصلا دلیل بز این نیست که به یادت نباشنداونا به یادت هستند و از ته دل برات بهترینها رو می خوان.

میثم

دل آدمی ، خیلی بزرگتر از این زندگی است و این راز تنهایی اوست ... [لبخند][گل]