سرد است اینجا!

سردی دستانم گویی با هیچ آتشی گرم نمی‌شود...

من هیچ ناکجایی هم برای گریستن ندارم!

در اوج تنهایی دل، تنم تنها نیست،

در اوج بی کسی، بی شمار کس دارم!

و خدایی که اگر باشد،

در گوشه‌ای به دردهایم می‌خندد...

آه، آری، کفر می‌گویم شاید!

که اگر کفر است، زمانی اما، مرا از آغوش دنیا به زمین بگذارد!

دگر روزی شاید خدایی که نمی‌دانم هست،

مرا از خانه ویرانه‌اش بیرون کند!

اگر او باشد، می‌داند که جز چندی، هیچ‌گاه نگذاشت که من

از عمق زیبای دلم، زندگی را

بزیم!

/ 8 نظر / 2 بازدید
ع-شبنم

سلام همین گه تو احساس نیاز میکنی دلیل وجود خداست یعنی ته دلت میگه که یکی هست که میتونی بااون درد دل کنی غصه هاتو درداتو به اون بگی اونیکه همه اینارو میدونه ولی خودش تو کتاب خودش گفته که دلم میخواد بنده هام بیان حرفاشونو بگن منم کمکشون میکنم [گل]

محمود یازرلو

خیلی زیبا از خدا گله می کنی..باز هم میگم سختی ها بزرگی تو رو میرسونه...امید داشته باش..این نیز بگذرد [گل]

محسن

اگر تنها ترین تنها ها شوم ، باز خدا هست . او جانشین همه نداشتنهاست . باور کن .

حامد

انصافا بین تمام پستهایی که نوشتی این یکی از همه بهتر بوده ...... تنها در میان تمام کسانی که اطراف آدم هستن ......... سردی که با هیچ آتشی گرم نمی شود ......... خیلی قشنگ بود ..[گل]

حامد

یه ضرب امثل سرخ پوستی می گه : وقتی همه چیز ویران شود ، وقتی فقط خاکستر بر جای بماند ، از دل ویرانی ، زندگی جدیدی آغاز می گردد . یه ضرب امثل ایرانی می گه : تا پریشان نشوی ، کار به آخر نرسد.

mina kiani

آره گاهی فکر می کنی خدا هم نمی فهمه چی بهت میگذره اگه می دونست ؟!!!!!!!!!!!!11