شهپر

برایت مى گویم، اى به جان، جان دمیده! در بى وزنى تمام تنها، در منتهاى همه ثانیه ها، در اوج نور، دستانم بر دستانت پیچید. روحت در من دمید. ریشه هایت در من رویید... برایت مى گویم، چمانت در همه شریانهام جارى شد نفست، جانم را ربود، به آتش کشید، دوباره دمید. برایت مى گویم، اى نور تر از نور، چشمانم مسخ و دهانم بى کلام، از آغاز تا انتها، تنها تو و تنها تو

/ 0 نظر / 36 بازدید