من زنم!

زندگی را تا آخرین جرعه خواهم نوشید...

روح عریانم را در فراوانی رود،
 در طلوع ستاره رها خواهم ساخت
این منم، از لطافت گل و از طراوت باران
من زنم!
شبنم و کوه، یکجا در منند...
 سفره ای از غزل می سرایم
و
هفت رنگ عشق را می بافم
خاکستری سرگردان را در هم خواهم کوبید
آری!
من زنم!
زندگی را تا آخرین جرعه خواهم نوشید...

/ 1 نظر / 13 بازدید
سمانه

بله پس چی![لبخند] هیچی هیچی توی این دنیا ارزش اینو نداره که زن بودنت رو،نیازهای زن بودن و شکوه زن بودنت رو ازت بگیره و بیشتر از هر چیزی و هر کسی ، ترس اینا رو از آدم می گیره.