چقدر یه آدم مى تونه زندگى دیگران رو دگرگون کنه! فیلم برادرم خسرو رو مى دیدم، برادرى که کاملا حالش خوب بود، تو زمان کوتاهى، به خاطر رفتار حقارت آمیز بردارش، افسرده شد و دوباره به انزوا رفت. این حکایت همه ماست، ما که خواسته و ناخواسته، دیگران رو مى شکنیم و له مى کنیم. ما که هیچ وقت حواسمون نیست، چقدر تو این زندگى رنگ داریم و. نقش... ماها تنهاییم، تنها. بهمون یاد دادن بخوریم تا خورده نشیم، اما وقتى دل خوردن نداشته باشى، کلاهت پس معرکه ست. نادیده گرفته میشى، کوچک آدم یاد مى گیره که براش فرقى نکنه. چه از به و چه از اه، دلش نلرزه و نگیره. نمى دونم این یعنى افسردگى یا بزرگ شدن، اما واقعیت ماجرا اینه که سنگ که بشى، لا أفل خورده نمى شى.

با فیلم برادرم خسرو گریه کردم، براى دلم. که بزرگ شد.

/ 0 نظر / 27 بازدید