ما

سکوت...

بی صدایی بهتر از هزار آواز بی معناست!

بیزارم از این هیاهوی تو در توی واژگان بی معنا،

بیزارم از این ریای ماهرانه،

این خوشبختی پوچ!

از لمس خود می‌ترسم گاهی!

گاهی که همه دنیا را توهمی بیش نمی‌بینم!

بیزارم از این همه دیوار،

این همه بن بست!

کلمات مبهم، می‌چرخند و تکرار می‌شوند

و

ما

اما، می‌رویم و می‌گذریم...

سخن نمی‌گوییم که مبادا درگیر شویم!

مهر نمی‌ورزیم که سر خورده نگردیم!

زندگی را خرج نمی‌کنیم که با دست پر برویم...

 

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱
تگ ها :