درس امروز

ما آدمها هزاران لایه داریم که گاهی خودمون هم نمی‌شناسیم!

به نظرم این لایه‌های درونی فقط گاهی اوقات سر باز می‌کنند و خودشون رو نشون می‌دن...

تئوری من همیشه این بوده که باید به آدمها اعتماد کرد، مگر اینکه خلافش ثابت بشه. اما دارم کم کم به این نتیجه می‌رسم که این تئوری فقط به درد جاهای خاصی می‌خوره. مناطقی که آدمها کمتر دروغ می‌گن و ماسک می‌زنن!

از نظر من اعتماد حس قشنگیه که به طرف مقابل حس مسئولیت و آرامش رو با هم می‌ده. باعث می‌شه که طرف مقابل حس کنه آدم مهمیه و باید تمام سعیش رو برای از بین نرفتن این احساس انجام بده.

اما به طور کلی، آدمها و رفتارهاشون اونقدر پیچیده ست که حتی در طول یک عمر هم نمی‌شه پردازشش کرد.

تصمیم گرفتم که از اعتماد اولیه و بی شرط به بعضی آدمها دوری کنم! به هر حال، داشتن تعادل در هر کاری، مهمترین قسمته و حالا یه این نتیجه رسیدم که باید لیوان رو کامل دید! نه اینکه فقط نیمه خالی و یا پر اون رو!

این درسی بود که امروز گزفتم و دوست داشتم که با شما تقسیمش کنم!

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠
تگ ها :