حضرت عشق

 مسوول نهایی آرامش در جهان آغوش حضرتی به نام زن است     "Jeanne"

.

 عزیزم بدار، که من آبستن تاریخم!

 عزیزم بدار،

 که روح عریانم را به میهمانی عشقت آورده‌ام!

 من ملکوتم که از عمق نگاه تو آغاز می‌شوم!

 عزیزم بدار!

 رقصنده چون بهار، دست در دست

 باد گذر عمر می‌نهم،

 عزیزم بدار که در رقص با تو

 چون پاییز پژمرده نگردم!

 عزیزم بدار!

 کوره عشقم مبتلای ناز شعله بوسه‌های توست!

 عزیزم بدار!

 دستانت را نسیمی کن

 که آرام در میان گندم زار گیسوانم می‌خرامد!

 دلت را خورشیدی کن که روحم را بسوزاند!

 عزیزم بدار!

 من نور هستی‌ام!

 مرا در آیینه‌ات جلوه‌گر کن!

 عزیزم بدار!

 آغوشت را مامن بی پناهی‌ام کن!

 دستانت را سایبان شب بارانی‌ام

 و

 عشقت را نفس روحم گردان!

 عزیزم بدار!

 من مهتاب شبهایت می‌شوم!

 تو

 تنها

 آفتاب

 روزم باش...

.

     .

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠
تگ ها :