ایران

من در سرزمینی ناآشنا،

در پی آشنا می‌گردم.

خاک من، غریب و مظلوم سکوت کرده؛

و

من و تو،

بی کس و تنها در گوشه‌ای تاریک می‌آساییم!

خاک ما، گربه‌ای آشنا در گوشه‌ای از جهان،

آبستن دردهای تاریخ است؛

غمی چنان تلخ٬ که ما را یارای تحملش نتواند بود.

او فرزندانش را رانده

و سبزه زار و کویر و دریایش را از ما،

دریغ می‌دارد.

آری، خاک من، تو و ما،

ایران، 

تنهاست...

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
تگ ها :