مادرم روزت مبارک!

مادرم روزت مبارک!

آمده‌ام که روزت را جشن بگیرم در خانه‌ای که تو را،

و روحت را؛

و جسمت را؛

شکنجه می‌کنند!

مادرم روزت مبارک!

آمده‌ام و با دستی خونین پیش‌کشی از درد برایت آورده‌ام!

بیا و با من به بزم نشین در این سرای سیاه!

بیا و بنگر که چگونه قلب فرزندانت را به صلیب کشیده‌اند!

مادرم روزت مبارک!

آری! برایت خنجری به پیش‌کش آورده‌ام که تو خود،

روحت را از کالبد بیرون کشی تا مسخ گردد،

برایت اندیشه‌ای آورده‌ام تا هرگز نیندیشی؛

برایت پتکی آورده‌ام که خود را سرکوب کنی؛

برایت چار دیواری ساخته‌ام تا در قفس باشی؛

برایت زهر آورده‌ام که به هنگام اندیشه آزادی، جامش را سرکشی؛

برایت پلی ساخته‌ام رو به بهشت!

اما تنها از دور به تماشا بنشین!

در این قفس بمان

و با من و فرزندان جسورت،

سیه‌ روزی را به بزم بنشین!

مادرم روزت مبارک!

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٥
تگ ها :