گاهی اوقات آدم آنقدر در دنیای اطرافش غرق می‌شه، که یادش می‌ره کی هست و برای چی به دنیا اومده؟

گاهی آدم تبدیل می‌شه به یک ماشین زباله سازی. البته هرکس خودش تصور می‌کنه که مرکز جهانه و داره باری از این دنیا به دوش می‌کشه. اما از نظر من خور و خواب و کار و درس و تفریح، فقط از یک ماشین تولید زباله بر می‌یاد!

می‌شه همه این کارها رو کرد، چون لازمه طبیعت آدم اینه که این کارها رو انجام بده و اگر غیر این باشه، باید شک کرد.

اما به نظرم مهم‌ترین کار آدمها فکر کردنه. به خودشون!

بیشتر آدمها نمی‌دونن چرا می‌یان؟ چرا باید زندگی کنند و آخرش چرا باید برن؟

یعنی همه ماها یه کم به این موضوع فکر می‌کنیم و بعد یا چون به نتیجه نمی‌رسیم و یا یه کم گیج می‌شیم، رهاش می‌کنیم و دیگه سراغش نمی‌ریم!

اما این سوال همیشه با آدم می‌مونه و وقتای بدبختی به سراغت می‌یاد!

واقعا هرکدوم از ما کیه و  از خودش چی می‌خواد؟

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٤
تگ ها :