دوره رهایی!

 

از نگاه یاران، به یاران ندا می‌رسد،

دوره رهایی، رهایی فرا می‌رسد!

این شب پریشان، پریشان سحر می‌شود

روز نو گل‌ افشان، گل افشان فرا می‌رسد!

بخت آن ندارم که یارم کند یاد من،

حال من که گوید، که گوید به صیاد من؟

گرچه شد دل زار، گرفتار به دیدار او،

عاقبت رسد عشق، رسد عشق، رسد عشق، به فریاد من!

از نگاه یاران، به یاران ندا می‌رسد،

دوره رهایی، رهایی فرا می‌رسد!

ساقیا کجایی؟ کجایی؟

که در آتشم!

وز غمش ندانی، ندانی چه‌ها می‌کشم!

ساقی از در و بام، در و بام، به ما می‌رسد،

بر دلم از این عشق، از این عشق، از این عشق، چه‌ها می‌رسد!

از نگاه یاران، به یاران ندا می‌رسد،

دوره رهایی، رهایی فرا می‌رسد!

  
نویسنده : روناک رحیمی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٥
تگ ها :